بلقیس صغری

لغت نامه دهخدا

بلقیس صغری. [ ب ِ س ِ ص ُ را ] ( اِخ ) لقب اروی دختر احمدبن جعفربن موسی صلیحی است که لقب دیگر او «الحرةالکاملة» می باشد. ملکه یمن از سلسله صلیحی ها. وی بسال 444 هَ. ق. در «حراز» یمن متولد شد و نزد «اسماء» دختر شهاب پرورش یافت و در طول حکومت خود کارهای برجسته بسیاری انجام داد و بسال 532 هَ. ق. درگذشت. و برخی او را از زعیمان اسماعیلیه دانسته اند. ( از الاعلام زرکلی ج 1 ص 279 ). و رجوع به همین مأخذ شود.

فرهنگ فارسی

لقب اروی دختر احمد بن جعفر بن موسی است که لقب دیگر او (( الحره الکامله ) ) صلیحی می باشد ٠ ملک. یمن از سلسل. صلیحی ها ٠ وی بسال ۴۴۴ ق ٠ در (( حراز ) ) یمن متولد شد و نزد اسمائ دختر شهاب پرورش یافت و در طول حکومت خود کارهای برجست. بسیاری انجام داد و بسال ۵۳۲ ق ٠ درگذشت ٠ و برخی او را از زعیمان اسماعیلیه دانسته اند ٠

جمله سازی با بلقیس صغری

💡 یک قل دو قل، تیله بازی، جوز بازی (بازی با گردو)، خر بلقیس، کبدی و کشتی باچوخه، از بازی‌ها و ورزش‌های محلی شهر بار به‌شمار می‌روند.

💡 دوش در خواب مرا حضرت بلقیس جهان گفت کز من ببر این قصه به جمشید زمان

💡 خسرو نشسته تاج شه هند پیش او چونانکه تخت گوهر بلقیس پیش جم

💡 از برای دلم ای هدهد میمون آخر عزم بلقیس چه و حال سبا چیست بگو

💡 در کاوش باستان شناختی در داخل مجموعه شهر بلقیس علاوه بر سفال، یک قطعه موزائیک سفالی مربع شکل به ابعاد ۹×۹سانتی‌متر پیدا شد.

💡 عاشق و مستیم و با بلقیس خود در صحبتیم هدهد ار گوید حکایت با سلیمان گو بگو