بقلم اب خوردن

لغت نامه دهخدا

( بقلم آب خوردن ) بقلم آب خوردن. [ ب ِ ق َ ل َ خوَر/ خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از آب بسیار خوردن است. ( آنندراج ):
قانع بدستبوس شدن زآن جهان حُسن
از بحر تشنه را بقلم آب خوردن است.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( بقلم آب خوردن ) کنایه از آب بسیار خوردن است

جمله سازی با بقلم اب خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در خیالت کار دل بیهوشی و غم خوردن است وای بیماری کش این باشد به عالم خواب و خورد

💡 حضرت فرمود: افراد بر سر سفره هنگام خوردن غذا بايد دوازدهدستورالعمل مهمّ را بدانند و رعايت كنند، كه بر سه دسته تقسيم مى شود و هر قسمت داراىچهار دستور العمل خواهد بود.

💡 فرمود: هنگام خوردن غذا در منزل، آنچه اطراف سفره و ظرف مى ريزد جمع كنيد وميل نمائيد كه در آنها شفاى دردهاى درونى است، ولى چنانچه در بيابان سفره انداختيداضافه هاى آن را رها كنيد براى جانوران.

💡 همین می خوردن است و گل ز روی گلرخان چیدن درین ایام از کاری که بوی عشق می آید

💡 سعد كه به مادر علاقه زياد داشت با كمال مهربانى و ادب به وى گفت: من از دينم دستنمى كشم، و از شما درخواست مى كنم كه از خوردن و آشاميدن خوددارى نكنى، مادر بهگفته فرزند اعتنا نكرد، يك شبانه روز غذا بخورد و فرداى آن روز سخت ضعيف وناتوان شد.