بشگفت اوردن

لغت نامه دهخدا

( بشگفت آوردن ) بشگفت آوردن. [ ب ِ ش ِ گ ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) ( کسی را ). به عجب آوردن او را. تعجیب. به شگفت آوردن کسی را. شَأو اقماء. ( منتهی الارب ). و رجوع به شگفت شود.

فرهنگ فارسی

( بشگفت آوردن ) به عجب آوردن او را: تعجیب به شگفت آوردن کسی را.

جمله سازی با بشگفت اوردن

💡 سکندر چون به ظلمت رفت بشگفت که هر جا روشنائی بود بگرفت

💡 بشگفت بهار و در چنین فصل اِن تَلَمحَ مَن یَملَح قَد طاب

💡 گل وصلش به باغ وعده بشگفت فرو آسود و ایمن گشت و خوش خُفت

💡 من ز تو زار و تو بیزار زمن و ین بشگفت آدمی چونکه پری دید و پری چون آدم

💡 حکایتی ز ملوک سلف شنیدستم که همچو من بشگفتی رود هر آنکه شنود

💡 پرستار آنچه بشنید آمد و گفت سهی سرو از خوشی چون لاله بشگفت

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز