برترازو زدن

لغت نامه دهخدا

برترازو زدن. [ ب َ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) امتحان کردن. || قدر چیزی دریافتن. ( آنندراج ):
تا که سنجد بر متاع حسن او صد سال و ماه
آسمان خورشید و مه را برترازومیزند.مخلص کاشی ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

امتحان کردن یا قدر چیزی دریافتن.

جمله سازی با برترازو زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موسیا از جان گذشتن روی جانان دیدنست تکیه بر حق پای بر دست و عصا باید زدن

💡 با سر زلف مرا سربسته رازی هست ازان دم نمی‌یارم زدن ترسم صبا بویی برد

💡 چون تواندر راز آزادی زدن آنکس که یار هر زمانش میکشد در بند گیسویی دگر

💡 در قفای بنده معنی قدم خواهی نهاد حشمت سلطان صورت را قفا باید زدن

💡 صنعتی دارد خیال من ‌که در یک دم زدن عالمی را ذره سازم ذره را عالم‌کنم

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز