لغت نامه دهخدا
بحاصل شدن. [ ب ِ ص ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) حاصل شدن. ( آنندراج ). رجوع به حاصل شود.
بحاصل شدن. [ ب ِ ص ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) حاصل شدن. ( آنندراج ). رجوع به حاصل شود.
حاصل شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خود این غیب مضاف آمد بحاصل که میباشد شهادت را مقابل
💡 زهی مقصود ما گشته بحاصل که مائیم این زمان در کعبه واصل
💡 اگر دل میشناسی صاحب دل ز دل مقصود تو گردان بحاصل
💡 خبر امروز باید بودت از دل که تا مقصود کل بینی بحاصل
💡 بچشمش ناید الافعل فاعل ولایت ز آدم این باشد بحاصل
💡 من رهرو راهی، که بمنزل نرساند من دانه خاکی که بحاصل نرساند