بارنگ بوی

لغت نامه دهخدا

بارنگ بوی. [ رَ ]( اِ مرکب ) همان بادرنگبو باشد. ( دِمزن ). بادروج. حوک. باذروج. بادرنگبوی. بادرنجبویه. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با بارنگ بوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نسخهٔ مولنیر بنتایگا کابینی سرشار از چرم دست‌دوز و چوب‌کاری‌های دست‌ساز دارد که بارنگ‌هایی چشم‌نواز، فضایی بی‌نظیر برایش فراهم می‌آورد. این نسخه بیش از هر چیزی بر روی لوکس بودن تمرکز دارد.

💡 در فصل زمستان و بعد از باریدن باران گل‌های زیبائی در تونهِ مُصَلی می‌روید، و در فصل بهار بعد از اینکه گل‌ها شکوفه‌های خود را باز می‌کنند جلوه و زیبایی دیگری به کشتزار می‌دهند. گل‌های «هلول» بارنگ بنفشه‌ای اش سرتاسر تونهِ مُصَلی را نیلگون می‌سازد و

💡 409- يعنى: آدميت به جوانمردى و مهربانى است نه بهشكل مادى ظاهرى. انسان را فضل و كمال لازم است و گرنه مى توان صورت انسان را بارنگ سرخ و سبز بر ايوان كشيد. اگر انسان داراىفضل و نيكويى نيست، بين او و نقش ديوار چه فرق است ؟تحصيل دنيا هنر نيست، بلكه هنر دلجويى و بدست آوردندل مردم است.

💡 بونگائو از نظر سیاسی به ۳۵ بانگای تقسیم می‌شود. هر بارنگی از پوروک تشکیل شده‌است در حالی که برخی دارای جایگاه هستند.

💡 نكته مهمى را كه بايد در نظر بگيريم، اين است كه كلمه محراب از حرب به معنى جنگگرفته شده است و محراب نيز به معناى مكان جنگ با شيطان است؛ بنابراين محراب بارنگ و روغن هاى گران قيمت و آينه كارى و... آن را از مكان جنگ با شيطان دور مى كند و دراسلام نيز سفارش شده است كه از عواملى كه در هنگام نماز باعث حواس پرتى انسان مىشود دورى گزينيد، لذا ساختن چنين محراب هاى آراسته و گران قيمت جاى بحث دارد.