لغت نامه دهخدا
انارگیوا. [ اَ گی ] ( اِ ) کوکنار و غوره خشخاش وگویند دافع سرفه است. ( از فرهنگ ناصری از آنندراج ).اناگیرا. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به انارگیرا شود.
انارگیوا. [ اَ گی ] ( اِ ) کوکنار و غوره خشخاش وگویند دافع سرفه است. ( از فرهنگ ناصری از آنندراج ).اناگیرا. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به انارگیرا شود.
کوکنار و غوره خشخاش و گویند دافع سرفه است. انار گیرا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند باشی همچو خون مرده پنهان زیر پوست؟ همتی کن، پوست را بشکاف بر خود چون انار
💡 در روستا درختان انار، گردو، بادام، زردآلو، به، سیب و گلابی به وفور یافت میشود.
💡 ۸۰ درصد انار تولیدی شهرستان فردوس به کشورهای حاشیه خلیج فارس، کره جنوبی و دیگر کشورها صادر میشود.
💡 تلمبه احمدآباد، روستایی از توابع بخش انار شهرستان رفسنجان در استان کرمان ایران است.
💡 گلگون انار انگیخته، گیسو کمند آویخته دل خسته و خون ریخته، چابک سوار کیست این؟
💡 ابراهیم سر در پیش افگنده سه بار درخت همان میگفت. پس درخت گفت: یا با محمد! شفاعت کن تا از انار ما بخورد.