امذ قرار

لغت نامه دهخدا

امذقرار. [ اِ ذِ ] ( ع مص ) به آب آمیخته گردیدن شیر و خون. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). امذ قراللبن الرائب؛ در وقتی گویند که شیر خفته یکطرف ایستد و آب یکطرف و یا آنکه با آب مخلوط گردد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به ممذقر و منتهی الارب شود.

فرهنگ فارسی

باب آمیخته گردیدن شیر و خون

جمله سازی با امذ قرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان منصوری قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۰ نفر (۸خانوار) بوده‌است.

💡 بود عهدی که نگیریم دمی بی تو قرار همچنان بر سر عهدیم و قراریم همه

💡 این روستا در دهستان مازو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۳۱ نفر (۹خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان جزینک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۷ نفر (۱۳خانوار) بوده‌است.

💡 فال بد چون زنم این حال جز این است مگر زنم آن فال که گیرد دل از آن فال قرار

💡 موج سیماب از تپیدن های من زنجیر شد در تلاش بی قراری نیست آرامم هنوز

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
دالین یعنی چه؟
دالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز