اشرس شیبانی

لغت نامه دهخدا

اشرس شیبانی. [ اَ رَ س ِ ش َ ] ( اِخ ) فرزند عوف شیبانی متوفی بسال 38 هَ. ق.658/ م. از بزرگان و دلاوران بنی شیبان در صدر اسلام بود. وی پس از واقعه نهروان با دویست تن ازهمراهان خویش در دسکرة ( از نواحی غربی بغداد ) به مخالفت علی بن ابیطالب ( ع ) برخاست و آنگاه به «انبار» رفت و در آنجا کشته شد. ( از اعلام زرکلی ج 1 ص 118 ).

فرهنگ فارسی

فرزند عوف شیبانی متوفی بسال ۳۸ ه. ق. مطابق ۶۵۸ میلادی از بزرگان و دلاوران بنی شیبان در صدر اسلام بود.

جمله سازی با اشرس شیبانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۳۲۸ سرتیپ شیبانی در انتخابات شانزدهمین دوره مجلس شورای ملی شرکت کرد و همراه با الله‌یار صالح از کاشان به نمایندگی رسید. در مجلس از هواداران مصدق و جبهه ملی بود و به همین دلیل پس از پایان نمایندگی‌اش در سال ۱۳۳۱ از سوی دکتر محمد مصدق به ریاست شهربانی کل کشور منصوب شد. سپس استاندار کرمانشاه و پس از آن، استاندار خوزستان شد.

💡 در اوایل قرن دهم هجری شیبانیان خود را استوار در فرارود جایگیر کرده بودند و دولت خود را به پایتختی بخارا پایه‌گذاری کردند و پس از آن برای گرفتن خراسان با دولت صفویان وارد جنگهای متعددی شدند.

💡 درگیری‌های اساسی میان امپراتوری شیعی که شاه اسماعیل یکم تأسیس کرده بود با عثمانیان در غرب و شیبانیان در شرق، تا بیش از یک قرن بعد ادامه داشت. با این‌حال، او توانست در مدتی کوتاه با تدابیر جنگی، ایران را یک‌پارچه کرده و در برابر هجوم دشمنان داخلی و خارجی به‌ویژه ازبکان و عثمانی‌ها که از خاور و باختر به ایران حمله می‌کردند به‌خوبی مقاومت کند.