اسم متمکن در دستور زبان فارسی و عربی، یک ترکیب وصفی و اصطلاحی مرکب بهشمار میرود. این اصطلاح به اسمی اطلاق میشود که پایان آن بر اثر تغییر عاملهای نحوی مختلف، مانند فاعل، مفعول یا مضافالیه بودن دگرگون میشود، اما در عین حال، شبیه به کلمات مبنی، یعنی کلماتی که همواره بر یک حالت ثابت میمانند نیست. به بیان دیگر، اسم متمکن همان اسم معرب است؛ یعنی اسمی که اعراب آن با تغییر نقش دستوریاش تغییر میکند. برای نمونه، کلمهای مانند کتاب در نقشهای مختلف، همچون قرأتُ الکتابَ و هذا کتابٌ، دارای حرکات متفاوتی در آخر خود میشود. این مفهوم در منابع معتبری مانند کتاب کشاف اصطلاحات الفنون جرجانی نیز با همین تعریف آمده است. بنابراین، میتوان گفت که اسم متمکن نقطهی مقابل اسم مبنی است. اسمهای متمکن به دلیل انعطافپذیری و تغییرپذیری، بخش اصلی و پویای جمله را تشکیل میدهند و درک دقیق آنها برای تجزیه و تحلیل صحیح جملات در زبان عربی ضروری است. این اصطلاح نشاندهندهی توانایی و تمکن کلمه برای پذیرش حالات نحوی گوناگون است.
اسم متمکن
لغت نامه دهخدا
اسم متمکن. [ اِ م ِ م ُ ت َ م َ ک ْ ک ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )اسمی است که آخر آن به اختلاف عوامل متغیر شود و شبیه به مبنی الاصل نباشد. و آن مرادف اسم معرب است. چنین است در جرجانی. ( کشاف اصطلاحات الفنون ج 3 ص 715 ).
فرهنگ فارسی
و آن اسمی است که آخر آن باختلاف عوامل متغیر شود و شبیه بمبنی الاصل نباشد. و آن مرادف اسم معرب است.
جمله سازی با اسم متمکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جیمز بوکانن سال ۱۷۹۱ در خانوادهای متمکن در پنسیلوانیا به دنیا آمد. در کالج دیکنسون حقوق خواند و به وکالت مشغول شد.
💡 تزیین هر غرفه را یکی از رجال معروف و متمکن به عهده میگرفت و در نتیجه یک نوع رقابت مذهبی در این کار بین اشخاص ایجاد میشد.