فرهنگ معین
( آستین افشاندن ) (اَ دَ )(مص ل. ) ۱ - تکان دادن دست و آستین به نشانة عفو یا بخشش. ۲ - پشت پا زدن، ترک گفتن. ۳ - رقصیدن. ۴ - اجازه دادن.
( آستین افشاندن ) (اَ دَ )(مص ل. ) ۱ - تکان دادن دست و آستین به نشانة عفو یا بخشش. ۲ - پشت پا زدن، ترک گفتن. ۳ - رقصیدن. ۴ - اجازه دادن.
( آستین افشاندن ) ( مصدر ) ۱ - دست و بتبع آن آستین را بنشانه محبت خلوص عفو تحسین بخشش و احسان بحرکت در آوردن. ۲- اشاره کردن. ۳ - اجازه دادن. ۴ - پشضت پا زدن ترک گفتن فرو گذاشتن. ۵ - رقص کردن پایکوبی کردن. یا آستین ملال بر کسی افشاندن. با جنبش دست و آستین کراهت و نفرت خود را نشان دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فروغ عاریت از هر نسیمی می شود لرزان چراغ لاله از افشاندن دامان نیندیشد
💡 با بهر افشاندن دستی زند چون آفتاب سکهٔ شاهنشه آفاق بر روی زمین
💡 از وحشت آشوب جهان هرچه نوشتم افشاند خط از خویش پر افشاندن کاغذ
💡 نیست ممکن که ز ریزش نشود دخل افزون دانه در خاک یکی صد شود از افشاندن
💡 مراست جانی و خواهم به پات افشاندن چو باورت نشود به ز امتحانی نیست
💡 صرف با دلمردگان اوقات خود را ساختن باده بر خاک سیه، گل بر مزار افشاندن است