استخوان زایی واکششی
مترادفها
استخوانسازی واکنشی
فرهنگستان زبان و ادب
{distraction osteogenesis, DO} [ارتاپزشکی] جراحی ای که در آن دو قطعه استخوان را به تدریج از هم جدا می کنند تا طول آنها به تدریج افزایش یابد
جمله سازی با استخوان زایی واکششی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مغز اندر استخوان داریم و محنت روزیم سنگها از هر طرف چون بسته بر سر می خوریم
💡 مگر ز آتشستی ترا روی و پیکر مگر ز آهنستی ترا استخوانها
💡 بتوان دیدن از لطیفی کوست استخوان درتنش چو خون در پوست
💡 استخوانزایی واکششی یکی از فرآیندهای فیزیولوژیک بسیار مهم در بدن است که پس از بروز آسیبهای استخوانی برای ترمیم و بازسازی بافتهای آسیبدیده انجام میشود.
💡 پزشکان پس از انجام جراحیهای ارتوپدی، میزان استخوانزایی واکششی را با استفاده از تصاویر رادیولوژی و سیتی اسکن برای اطمینان از بهبود بیمار بررسی میکنند.
💡 برخی از مواد مغذی و ویتامینهای خاص میتوانند نقش موثری در تحریک فرآیند استخوانزایی واکششی و تسریع روند بهبود شکستگیهای شدید استخوان در بدن داشته باشند.