اسبان نوبتی

فرهنگ معین

(اَ نِ نُ بَ )(اِ. )اسبان یدک، اسبان جنیبت.

ویکی واژه

اسبان یدک، اسبان جنیبت.

جمله سازی با اسبان نوبتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن تن نازک که شد از نعل اسبان توتیا زیب آغوش نبی و سید بطحا نبود

💡 227- سيره حلبيه، ج 2 ص 437، الصحيح من السيرة، ج 3، ص 227؛ سى عددبودن اسبان نقل ابن اثير است ديگران ده راءس گفته اند

💡 اين عده پس از نعل بندى اسبان خويش بر پيكر شهيدان كربلا، از جمله اباعبدالله الحسينعليه السلام اسب تاختند و پيكرهاى پر از جراحت و بى سر شهيدان را در همشكستند.(228)

💡 روی صحرا گردد از زخم سم اسبان ستوه تل و هامون گردد از خون دلیران لاله‌زار

💡 آنان از جزایر بالئاری فلاخن‌اندازی، از اهالی کرت کمان‌کشی و از اهالی رودس کشتی‌سازی و کشتی‌رانی را آموختند و از شمال آفریقا اسبان عالی به‌دست می‌آوردند و به‌کار می‌بستند..

💡 چون بهار در آمد، اسبان به بادغِیس فرستادند و لشکرگاه به مالِن به میانِ دو جوی بردند و چون تابستان درآمد میوه‌ها در رسید.