اسب ورزی

مترادف‌ها

اسب‌سواری

فرهنگستان زبان و ادب

{horsemanship} [ورزش] فن تربیت اسب برای سواری گرفتن و مهار و هدایت آن

جمله سازی با اسب ورزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مال تو مار است و عقرب چند ورزی مهر او؟ هیچ کس دیدی که در دنیا محب اژدر است؟

💡 نباشد هیچ کامی خوشتر از مهر که ورزی با رخی تابنده چون مهر

💡 آنچه تو جوئی درین ره آن دهند کفر ورزی کی ترا ایمان دهند

💡 روزی مقدر است نگردد زیاد و کم گر تو وقار ورزی و گر اضطراب کن

💡 جوانمردی همی ورزی به گیهان جوانمردان چنین دارند پیمان

💡 اوحدی گر مهر او ورزی،بنه گردن به جور بیدقی را زودتر باید زدن کوشاه خواست

💡 معلم مدرسه به دانش‌آموزان هشدار داد که هنگام حضور در راهروهای ساختمان نباید دچار اسب ورزی و بازی‌های پرتحرک شوند تا از بروز تصادفات جلوگیری شود.

💡 برخی از کودکان در هنگام بازی با دوستان خود دچار اسب ورزی می‌شوند که ممکن است باعث ایجاد جراحات جزئی یا آسیب‌های جسمی ناخواسته در آن‌ها شود.

💡 در محیط‌های آموزشی و رسمی، برخورد با رفتارهای ناشی از اسب ورزی و بی‌انضباطی دانش‌آموزان نیازمند مدیریت قاطع و در عین حال مهربانانه از سوی معلمان است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران