ازد عمان

لغت نامه دهخدا

ازد عمان. [اَ دِ ع ُ ] ( اِخ ) قبیله ای از اَزْد که در عمان بودند: ان ازدَ عمان ملاحون. ( عیون الاخبار ج 4 ص 202 ).
لازدِ عمان بن المهلب بَزوة
اذا افتخر الاقوام ثم تلین ُ.حسین بن هانی ( عقدالفرید ج 3 ص 358 ).

جمله سازی با ازد عمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دود برمی‌آورد از آب برق آه من به که بر قلزم بگریم نوحه بر عمان کنم

💡 شوم محو جمال او بسان ذره در خورشید شوم گم در خیال او بسان قطره در عمان

💡 چشم پر آب ما چو ز بحرین دم زند شور از نهاد قلزم و عمان برآورد

💡 پراکنش در سراسر خلیج فارس و دریای عمان، بیشینه درازا ۶۰ سانتی متر.

💡 زینت و زیور روا باشد که سازد از شبه گر نباشد دسترس بر گوهر عمان مرا

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز