اخی قصاب

لغت نامه دهخدا

اخی قصاب. [ اَ ق َص ْ صا ] ( اِخ ) از بزرگان شروان بعهد امیر قرایوسف ترکمان. رجوع به حبط ج 2 ص 196 شود.

فرهنگ فارسی

از بزرگان شروان بعهده امیر قرایوسف ترکمان

جمله سازی با اخی قصاب

💡 شادی و نیکوی از مال کسان چشم مدار تا نمانی چو سگان بر در قصاب نژند

💡 قصاب سراپای نگارم همه نیکو است در فکر من بی‌سروپا نیست چه حاصل

💡 قربانیان شکفته به قصاب برخورند چون پل بغل گشاده به سیلاب برخورند

💡 به درخواست كنيز آن حضرت به مغازه قصابى وارد شد، و از قصاب خواست كه گوشترا عوض كند، و يا معامله را اقاله نمايد.

💡 از (منهال قصاب ) مرويستكه حضرت صادق عليه السلام بمدينه مراجعت نمود و براىآن مولود مسعود سه روز اهل مدينه را وليمه داد.

💡 ز خود هر قسم طرحی ریختم قصاب شد باطل همان بهتر که من این طرح در خاک دگر ریزم

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز