لغت نامه دهخدا
( آخرکانک ) آخرکانک. [ خ ُ ن َ ] ( اِخ ) نام شهری بدهستان مازندران و نسبت بدان آخری باشد. ( فیروزآبادی ). و از آنجاست اسماعیل بن احمد و عباس بن احمدبن فضل. رجوع به آخُر شود.
( آخرکانک ) آخرکانک. [ خ ُ ن َ ] ( اِخ ) نام شهری بدهستان مازندران و نسبت بدان آخری باشد. ( فیروزآبادی ). و از آنجاست اسماعیل بن احمد و عباس بن احمدبن فضل. رجوع به آخُر شود.
( آخر کانک ) نام شهری به دهستان مازندران و نسبت بدان آخری باشد
💡 شهرهای کامپچه، آرتساکنا و کانکون خواهرخواندههای ایبیزا (شهر) هستند.
💡 روشنست این کانک هر دم سوختن از سر گرفت کار او چون شمع سوزان ز آتش دل در گرفت
💡 پروازهای مستقیم بین فرودگاه بین المللی کانکون و فرودگاه گاردرموئن اسلو با خطوط هوایی سانکلاس وجود دارد.
💡 چون ننالم کانک فریاد گرفتاران ازوست کی بفریادم رسد کو را گرفتاران بسند
💡 شهر کانکون که تا حدود سال ۲۰۰۰ هنوز یکی از امنترین شهرهای مکزیک بهشمار میآمد امروزه از شهرهای ناامن شمرده میشود. اهالی کانکون بیشتر از مردم دیگر نقاط مکزیک هستند ولی آمریکاییان، کاناداییها و اروپاییهای زیادی نیز در این شهر سکونت دارند.
💡 بحر و کان گویند اگر بینندش اندر صدر ملک کانک اندر یک مکان صد بحر و کان آمد پدید