ابوسهل عراقی

لغت نامه دهخدا

ابوسهل عراقی. [ اَ س َ ل ِ ع ِ ] ( اِخ ) ممدوح فرخی است بدربار سلطان محمود و ندانم کدام ابوسهل است:
خواجه سید بوسهل عراقی که بفضل
نه عرب دیده چنو بار خدا و نه عجم
آنکه زو بیشتر و پیشتر اندر همه فضل
بر سلطان ملک مشرق ننهاده قدم.

جمله سازی با ابوسهل عراقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سخنان ابوسهل صعلوكى است كه گفت: كسى كه پيش از هنگام، صدرنشينى كند، بهخوارى خويش برخاسته است. و نيز از سخنان اوست كه: آن كه آرزوى مقامى كند، كهديگران به رنج به دست آورده اند، به حقوق آنان تعدّى كرده است.

💡 در علم پزشکی نیز این منطقه سهم عمده‌ای در جهان اسلام داشته به‌گونه‌ای که دو تن از معروفترین پزشکان ایران و جهان، ابوسهل مسیحی و سیداسماعیل (حکیم) جرجانی صاحب دایرةالمعارف ذخیره خوارزمشاهی، از این سرزمین بوده‌اند.

💡 حسن ابن موسی نوبختی (متوفی ۹۲۰م) بهمراه عموی خود ابوسهل نوبختی بنیانگذاران علم کلام شیعی هستند او از معتزله و از مترجمان آثار فلسفی در دارالحکمه بود

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز