لغت نامه دهخدا
ابومدینه. [ اَم َ ن َ ] ( اِخ ) عبداﷲبن حصن السدوسی. از روات است.
ابومدینه. [ اَم َ ن َ ] ( اِخ ) عبداﷲبن حصن السدوسی. از روات است.
از روات است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معاذ هم چنان میرفت بمیانه شب در مدینه شد بدر حجره عایشه و در میزد.
💡 تا در مدینه مژدهٔ آن کاروان، بشیر آورد شور روز قیامت، شد آشکار
💡 علی به جز جنگ تبوک که در آن به فرمان محمد جانشین او در مدینه بود، در تمام غزوهها شرکت داشت.
💡 ال بیکع یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان مدینه واقع شدهاست.
💡 اد دولو در عربستان سعودی است که در استان مدینه واقع شدهاست.
💡 خوانده در مدینه ی علمش همی رسول دولت دران سری که هواخواه این درست