لغت نامه دهخدا
ابولاحق. [ اَ ح ِ ] ( ع اِ مرکب ) باز. بازی. || شاهین. و رجوع به ابوالجیش شود.
ابولاحق. [ اَ ح ِ ] ( ع اِ مرکب ) باز. بازی. || شاهین. و رجوع به ابوالجیش شود.
شاهین
💡 اگر ((احباط)) به معناى تاءثير كردن عمل لاحق در بطلانعمل سابق باشد به طورى كه آن را دگرگون كند؛ بدين صورت كه ازاوّل فاسد باشد، باطل و مردود است، زيرا چيزى كه متاءخر است به هيچ وجه نمى توانددر متقدّم تاءثير گذارد.(112)
💡 و چون (سبق ) كه در مقابل لحوق و تابعيت است از امور نسبى است، و لازمه اش اين استكه مسلمين هر عصرى در ايمان به خدا سابق باشند بر مسلمين اعصار بعدى، و مسلميناعصار بعدى لاحق باشند، لذا در آيه شريفه (سابقون ) را مقيد كرد به (اولون )تا دلالت كند بر اينكه مقصود طبقه اول از مسلمين صدر اسلام است.
💡 و از طرف ديگر نوع انسانى تدريجا متوجهكمال است و جامعه بشرى به مرور زمان، كاملتر مى شود، ظهور اينتكامل در شرايع آسمانى نيز ضرورى است و قرآن كريم نيز همينتكامل تدريجى را (چنانكه از راه عقل به دست مى آيد) تاءييد مى كند و چنانكه از آياتشاستفاده مى شود هر شريعت لاحق از شريعت سابق كاملتر است، مى فرمايد:
💡 گرچه طلب و مسئلت عبد سالك از خداى سبحان به صورت صريح، تنها در آيه كريمه(اهدنا الصراط المستقيم ) آمده است، اما همان گونه كه در تفسير همين سوره بيان خواهدشد، تحميد و تمجيد عبد در آغاز سوره نيز تحميدى بى طلب و تمجيدى بى طمع نيست،بلكه ستايش سابق زمينه خواهش لاحق است و گويا همه آيات اين سورهمباركه، در پى آموزش ادب مسئلت از خداى سبحان و طلب از ساحت آن بى نيازمطلق است.
💡 البته از جمله (قل آمنا باللّه...) استفاده مى شود كه پيمان ماخوذ، تنها اختصاص بهپيامبر سابق نسبت به لاحق ندارد، بلكه شامل لاحق نسبت به سابق نيز مى شود، يعنى برلاحق هم لازم است كه به پيغمبر سابق ايمان آورده و او را، يارى كند. و ليكن اين استفاده ازفحواى خطاب است، نه از لفظ آيه كه ان شاء اللّه العزيز به زودى بيانش مى آيد.