لغت نامه دهخدا
ابن معدان. [ اِ ن ُ م َ ] ( اِخ ) یکی از خوشنویسان و عارفین بفن کتابت. و اسحاق بن ابراهیم معلم مقتدر و اولاد او در خط شاگرد ابن معدان بوده اند. ( ابن الندیم ).
ابن معدان. [ اِ ن ُ م َ ] ( اِخ ) یکی از خوشنویسان و عارفین بفن کتابت. و اسحاق بن ابراهیم معلم مقتدر و اولاد او در خط شاگرد ابن معدان بوده اند. ( ابن الندیم ).
یکی از خوشنویسان و عارفین بفن کتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 877- وى ابوالسرى معدان شميطى اعمى است. و شميطه ظاهرا فرقه اى از زيديهاست.
💡 معدان بیشتر عبادتهایشان را به صورت انفرادی انجام میدهند زیرا هیچ مکان مذهبیای در هور وجود ندارد. بعضی به زیارت مقبره عزیردر هورالعظیم میروند که یکی از چند مکان مذهبی از هر نوعی در منطقهاست.
💡 3-پس از چهل سال درس خواندن، به اندازه اين بچه معدان...؟!