ابن السلم

لغت نامه دهخدا

ابن السلم. [ اِ نُس ْ س ؟ ] ( اِخ ) ( مدینة... ) نام شهری به اسپانیا. ( دمشقی ).

فرهنگ فارسی

نام شهری باسپانیا دمشقی

جمله سازی با ابن السلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آرى در ايـن درگـه سـلمـان فـارسـى (126) بـراثـر اطـاعـت حـق و پـيـروى دسـتـورهاىرسـول گـرامـى اسـلام از زمـره خـانـدان آن بـزرگوار گشته و به افتخار السلمان منّااهـل البـيـت مـفـتـخـر مـى گـردد، ولى پـسـر نـوح به جرم نافرمانى و پيروى نكردندسـتـورهـاى پـدرش از خـاندان وى جدا مى شود و خطاب انه ليس من اهلك درباره اشبه نوح نازل مى گردد.

💡 كمتر كسى پيدا مى شود كه حقيقت را در مرحله شهود ببيند و باز هم آن را انكار كند، بههمين دليل گنهكاران و ستمگران هنگامى كه در آستانه مرگ قرار مى گيرند و پردهه اىغفلت و غرور كنار مى رود و چشم برزخى پيدا مى كنند اظهار ايمان مى كنند، همانگونه كهدر آيات فوق خوانديم فالقوا السلم.

💡 اما آنها هنگامى كه خود را در آستانه مرگ مى بينند و پردههاى غرور و غفلت ازمقابل چشمانشان كنار ميرود فورا تسليم مى شوند، و مى گويند ما كار بدى انجام نمىداديم ! (فالقوا السلم ما كنا نعمل من سوء).

💡 در حديث ديگرى آمده الرجل السلم للرجل حقا على و شيعته: (مردى كه حقيقتا تسليم بودعلى (عليه السلام ) و شيعه او بودند).

💡 ععع الذين تتوفاهم الملائكه ظالمين انفسهم فالقوا السلم ما كنانعمل من سوء بلى ! الله عليم بما كنتم تعملون (42)