ابن ابی العوجاء. [ اِ ن ُ اَ بِل ْ ع َ ] ( اِخ ) عبدالکریم، خال معن بن زائده معروف است. او باطناً از پیروان کیش مانی بود و در سال 155 هَ.ق. والی کوفه او را بی اجازت خلیفه بقتل رسانید، و بعض مورخین گویند والی بهمین جهت معزول گردید. هنگامی که او را برای کشتن میبردند گفت 4000 حدیث مخالف با اوامر و نواهی شریعت اسلامی جعل کرده و آنرا نسبت بامام جعفر صادق علیه السلام داده ام. و صاحب الفهرست در ضمن رؤسای مانویه که تظاهر باسلام کرده و در معنی مانوی بودند نام او را نعمان بن ابی العوجاء می آورد.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اِبْن ِ اَبی الْعَوْجاء، عبدالکریم، زندیق معروف و آشنا به علم کلام در سده ۲ق /۸م (ق ۱۵۵ق /۷۷۲م ) است. از آغاز زندگی او اطلاعات روشنی در دست نیست و به ناچار باید به گفته های مخالفان وی که با نقل سخنانش به ردّ و ابطال عقاید او پرداخته اند، بسنده کرد. اینگونه اشارات، گرچه غالباً بسیار کوتاه و در مواردی متناقض است، لیکن از خلال آن ها می توان به نکاتی درباره احوال و آرای وی دست یافت. نام نام او را بیشترِ منابع «عبدالکریم » گفته اند، ولی برخی از مآخذ وی را به نامهای دیگر ذکر کرده اند: در البدایة و النهایة ابن کثیر، البدایة و النّهایة، ج۱۰، ص۱۱۳، قاهره، ۱۳۵۱- ۱۳۵۸ق. عبدالکریم نخست در بصره می زیست علی ابوالفرج اصفهانی، اغانی، قاهره، ۱۳۸۳ق /۱۹۶۳م. ... [ویکی شیعه] عبدالکریم ابن اَبی العَوجاء(درگذشت ۱۵۵ق/۷۷۲م)، زندیق معروف عصر امام صادق(ع) و از متکلمین قرن دوم هجری قمری. وی متکلمی جسور بود و در تبلیغ عقاید کفرآمیزش بسیار کوشش می کرد؛ به همین سبب در زمان منصور دوانیقی، خلیفه عباسی، به دست دولت عباسی کشته شد. نام او را بیشترِ منابع « عبدالکریم » گفته اند، ولی برخی از مآخذ او را به نام های دیگر ذکر کرده اند: در البدایة و النهایة نام او « محمّد » و در الفهرست « نعمان » آمده که به احتمال زیاد هر دو اشتباه است. بلاذری پدرش را نُوَیره می نامد که از بنی عمرو بن ثعلبة بن عامر بن ذُهْل بن ثعلبه بوده است. منابع موجود از زمان تولد و اوایل زندگی او سخن نگفته اند، ولی می توان گفت که او به خانوده ای بزرگ تعلق داشته و دایی مَعْن بن زائده شیبانی بوده است. عبدالکریم نخست در بصره می زیست. و مدتی شاگرد حسن بصری بود، ولی پس از مدتی از استاد جدا شد و به قولی از دین برگشت. گفته اند علت این انصرافِ نظر، تناقضاتی بوده است که او در گفتار حسن بصری در باب جبر و اختیار می دید، اما کار به همین جا خاتمه نیافت و او به عللی نامعلوم به الحاد گرایید.
جمله سازی با ابن ابی العوجاء
💡 سؤ ال ابن اءبى العوجاء از هشام بن حكم وحلّ آن توسط امام صادق (ع )
💡 راوى مى گويد: همينكه هشام اين جواب را براى ابن ابى العوجاء آورد، او گفت: به خداسوگند اين پاسخ از خودت نيست 0
💡 ابن ابى العوجاء مدت طولانى سردر گريبان فرو برد و چوبى را كه در كنارش بوددست به دست مى كرد، و آنگاه ( چگونگى اوصاف مصنوع را چنين بيان كرد) دراز، پهن،گود، كوتاه، با حركت، بى حركت، همه اينها از ويژگيها چيز مخلوق و ساخته شده است.
💡 ابن ابى العوجاء كه ميدانست در اين عبارت كوتاه سرى نهفته شده است، گفت:(مثل لى فى ذلك شيئا من امر الدنيا) در اين زمينه مثالى براى من بزن امام گفت:(اءرايت لو ان رجلا اخذ لبنة فكسرها، ثم ردها فى ملبنها، فهى
💡 روزى ابن ابى العوجاء از هشام بن حكم - كه هر دو از شاگردان امام جعفر صادق عليهالسلام هستند، پرسيد: آيا خداوند متعال حكيم و به همه امور ومسائل دانا است ؟
💡 ابن ابى العوجاء: از من سؤ الى كردى كه تاكنون كسى چنين سؤ الى از من نكرده است ودر آينده نيز كسى اين سؤ ال را نمى كند.