لغت نامه دهخدا
یوشان. [ ی ُ وَ ] ( اِ مرکب ) در لهجه همدانی به معنی شنه و پنجه و آلتی است که بدان خرمن را باد دهند ( از: یو، جو + اوشان، افشان، و معنی ترکیب: جوافشان ). ( یادداشت مؤلف ). هید.
یوشان. [ ی ُ وَ ] ( اِ مرکب ) در لهجه همدانی به معنی شنه و پنجه و آلتی است که بدان خرمن را باد دهند ( از: یو، جو + اوشان، افشان، و معنی ترکیب: جوافشان ). ( یادداشت مؤلف ). هید.
در لهجه همدانی به معنی شنه و پنجه و آلتی است که بدان خرمن را باد دهند
💡 نام آبادی جعفرآباد در گذشته یوشان آباد (یوشان، نام گیاهی در منطقه) بود. پس از انجام شدن فعالیتهای عمرانی در آنجا، شاهآباد نامیده شد در سرشماری ۱۳۳۵ ش، نام این آبادی شاهآباد (با ۵۶۳ تن جمعیت) در شهرستان مشکین شهر ذکر شد. در دهه ۱۳۵۰ ش، از اسکان طایفه بزرگ مغانلو(از ایل شاهسَوَن) در این آبادی یاد شده و بهآبادی بزرگ شاهآباد (با۲۵۶۱ تن جمعیت) در دهستانِ مغانِ بخش بیله سوار (در شهرستان مشکینشهر) اشاره شدهاست. آبادی شاهآباد پس از پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ ش) جعفرآباد نامیده شد. در ۱۳۶۵ ش، نام آن در دهستانِ مغان شرقی بخش بیلهسوار (در شهرستان مغان) آبادی جعفرآباد به موجب تصویبنامه هیئتوزیران در ۱۸ مرداد ۱۳۶۶ مرکز دهستان قشلاق شرقی (در شهرستان مغان) شد. با تبدیل بخش بیلهسوار به شهرستان و تشکیل بخش قشلاق دشت در ۱۷ تیر ۱۳۷۰، آبادی جعفرآباد مرکز بخش شد