یالیل

لغت نامه دهخدا

یالیل. ( اِخ ) نام بتی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نام بتی بوده است عرب را و در نامهای عربی عبد یالیل هست. ( یادداشت مؤلف ). و صاحب تاج العروس آرد: نام بتی است که کلمه عبد بدان اضافه شود چون عبد یغوث و عبد مناة و عبدود و غیره. ( تاج العروس ذیل یل ). و ابن عبد یالیل بن عبد کُلال هو الذی عرض النبی ( ص ) علیه نفسه فلم یجبه الی ما اراد. ( تاج العروس ذیل کلل ).و ابن کلبی پنداشته است که هر نامی از عرب مختوم به ( ال ) و ( ایل ) باشد مانند جبریل و شهمیل و عبد یالیل مضاف به ایل یا ال است و این دو از اسماء خدای عزوجل باشد لکن خطای این نظر را ما در «ال ل » و «ای ل » ثابت کردیم. ( از تاج العروس ذیل یل ). و رجوع به بت شود.

جمله سازی با یالیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۹۶۰ به دعوت کارگردان و تهیه‌کننده حلمی رفلة به مصر رفت. ورده به همراه حلمی فعالیت‌های سینمای اش را آغاز کرد و در فیلم‌های «ألمظ وعبده الحامولی»، «اه یالیل یازمن»، «حکایتی مع الزمان» و… ایفای نقش کرد. گفته می‌شود جمال عبدالناصر از او درخواست کرد که ترانه وطنی الاکبر «وطن بزرگم» را بخواند.