لغت نامه دهخدا
کینک. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جانکی است که در بخش لردگان شهرستان شهرکرد واقع است و 228 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
کینک. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جانکی است که در بخش لردگان شهرستان شهرکرد واقع است و 228 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
کینک، روستایی در دهستان ارمند بخش ارمند شهرستان خانمیرزا در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱٬۲۶۲ نفر ( ۳۲۹ خانوار ) بوده است.
💡 طراحان مد لباس برای بازاریابی چکمههای بالای ران از سالی به سال دیگر متفاوت خواهند بود. معرفی یک مدل بوت معمولاً برای طرح چکمه خط تولید طرفداران کینکی است. این چکمهها معمولاً با بالاترین قیمت به بازار عرضه میشوند. طراحان مد نیز بهطور مشابه هرچند با قیمت پایینتر به بازار توجه دارند.
💡 شرکت رسونا در سال ۲۰۰۱ از ادغام ۴ بانک ژاپنی بنامهای: دایوا بانک، کینکی اوساکا بانک، نارا بانک و آساهی بانک راهاندازی شد.
💡 منابع و جاذبههای داهاو عبارتند از: منطقه کینگ یونیان. خلیج بیشان، و بزرگترین قلمرو بیشهای اکولوژیک چین. صومعه کینگ یون و شهر باستانی داهاو در زمان خاندان کینک ساخته شدند.
💡 برخی دانشگاهها و همچنین سازمانهای دانشجویی تمرکز خود را روی مفهوم کینک به همراه پیش زمینهای از مسائل الجیبیتیآی معطوف کردهاند. مارگی نیکولاس کینک را به عنوان «تغییراتی که کوئیر را به الجیبیتیکیو تغییر میدهد»، قلمداد میکند.
💡 بخشی از خط نابهجایی که بردار نابهجایی در آن خارج از صفحه لغزش باشد را جاگ و بخشی از آن که داخل صفحه لغزش باشد را کینک میگویند. برای آشنایی با صفحه لغزش و بردار نابهجایی به تصویر نگاه کنید.