لغت نامه دهخدا
کودال. ( اِ ) مغاک و خندق و گودال. ( از اشتینگاس ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به گودال شود. || چاه. || کج بیل. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
کودال. ( اِ ) مغاک و خندق و گودال. ( از اشتینگاس ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به گودال شود. || چاه. || کج بیل. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
مغاک و خندق و گودال. یا چاه
💡 بدن این نوع ماهیها دوک مانند و دراز و صاف و ساده است و رنگ بدن آن نقره ای و در قسمتهای شکمی و کناری دارای خطهای زیتونی رنگ و در قسمت پشتی آبی رنگ است. قسمت پشتی مقعد است و کودال بالهها رنگ پریده یا زرد با حاشیه تیره است.
💡 سندرم کودال رگرسیون، یا فقدان خاجی (یا هیپوپلازی از استخوان خاجی)، نقص نادر از تولد است. این یک اختلال مادرزادی است که در آن رشد جنینی ستون فقرات پایین - قسمت دم ستون فقرات - غیرطبیعی است. این میزان تقریباً در هر ۶۰٬۰۰۰ تولد زنده وجود دارد.
💡 گیلگمش یک اپرا به زبان ترکی و محصول ۱۹۶۴ توسط نویت کودالی است.
💡 ثروتمندان ممکن است برای شیوا معابدی بسازند. من، مرد فقیر، چه کاری باید انجام دهم؟ پاهای من ستون اند، بدنم، حرم است، سرم گنبد طلا. گوش کن، ای پروردگار کودال سنگاما دوا، هر چیز ایستادهای، سقوط خواهد کرد. باید همیشه در حال حرکت بود.