کهب

لغت نامه دهخدا

کهب. [ ک َ / ک ِ هَِ ] ( اِ ) ننگ و عار. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ). به معنی ننگ و عار باشد، و به کسر اول نیز به نظر آمده است. ( برهان ) ( آنندراج ).
کهب. [ ک َ ] ( ع ص ) گاومیش کلان سال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کهب. [ ک َ هََ ] ( ع مص ) کَهْب گردیدن. کاهب نعت است از آن. ( منتهی الارب ). رنگ تیره مایل به سیاهی پیدا کردن. و کاهب نعت است از آن. ( از اقرب الموارد ).
کهب. [ ک ُ ]( ع ص، اِ ) ج ِ اکهب و کهباء. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به اکهب و کهباء شود.

فرهنگ فارسی

جمع اکهب و کهبائ ٠

جمله سازی با کهب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جامیشلو بدلیل واقع بودن در دشتهای دامنه ای مسطح که شیب بسیار مالیمی دارد، دارای خاک عمیق، سنگین و بدون سنگریزه است کهب یشتر به عنوان زراعت آبی مورد استفاده قرار گرفته است. لذا غالب محصولاتی که در این روستا کشت میشود گندم است.

💡 بود از باطن شیخ التماسش کهب اشد تازه‌تر دائم لباسش

💡 نمی دانی کهب جویباران اگر بر سنگ غلطد خوشگوار است

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز