کلافی
لغت نامه دهخدا
کلافی. [ ک ُ فی ی ] ( ع اِ ) نوعی از انگور سپید به سبزی مایل که مویز سیاه تیره رنگ دارد. ( منتهی الارب ).انگوری سپید مایل به سبزی منسوب به رودبار کلاف که در نزدیک مدینه است. ( ناظم الاطباء ). اسم عربی انگور سفید است که در آن سبزی باشد. ( فهرست مخزن الادویه ).
فرهنگ فارسی
نوعی از انگور سپید بسبزی مایل که مویز سیاه تیره رنگ دارد.اسم عربی انگور سفید است که در آن سبزی باشد.
جمله سازی با کلافی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طرح کلی این بنا به مستطیلیشکل و ارتفاع برجها و دیوار آن قریب به ۱۵ متر است. تمامی آن را با سنگهای لاشه و ملاط گچ به ضخامت ۸ فوت ساختهاند و در فاصلههای ۱ متری کلافی چوبی در دل دیوار به کار بردهاند.
💡 بلی عرفان را ثمرهاست و تصوف را اثرها، نه این که من می بافم و نه آنکه تو می کلافی، مثل:
💡 جداره کلافی مربوط به دوره پهلوی است و در تبریز، خیابان امام، نبش میدان قونقا باشی واقع شده و این اثر در تاریخ ۳ خرداد ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۱۸۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.