کرم خوردن

مترادف‌ها

تنبلی کردن، وقت تلف کردن، سستی کردن

متضادها

تلاش کردن، فعالیت کردن

لغت نامه دهخدا

کرم خوردن. [ ک ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) فاسد کردن کرم میوه را و تباه شدن آن. ( یادداشت مؤلف ). || فاسد شدن دندان. سوده شدن دندان. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

فاسد کردن کرم میوه را و تباه شدن آن. یا فاسد شدن دندان

جمله سازی با کرم خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خوردن سرکه پس از بعضی داروها مثل داروی ضد کرم و دفع انجماد خون و شیره معده بسیار خوب و اثر آن‌ها را قویتر و کاملتر می‌کند.

💡 موریانه‌ها با سرعت بسیار زیادی شروع به کرم خوردن ستون‌های چوبی خانه قدیمی کرده‌اند و باعث شده‌اند که ساختار اصلی آن ساختمان در خطر فروپاشی قرار گیرد.

💡 گوشت‌های نگهداری نشده در دمای بالا به سرعت شروع به کرم خوردن می‌کنند و برای مصرف انسانی کاملاً فاسد و خطرناک می‌شوند.

💡 گذشت زمان و رطوبت بالا باعث شده که تمام اسناد قدیمی و کتاب‌های مندرس در آن کتابخانه متروکه، به تدریج دچار کرم خوردن و پوسیدگی شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران