چاشتگاهان

لغت نامه دهخدا

چاشتگاهان. ( اِ مرکب ) هنگام چاشت. وقت چاشت.زمان چاشت. چاشتگاه. چاشتگاهی. چاشتگه:
بامدادان برچکک، چون چاشتگاهان بر شخج
نیمروزان بر لبینا، شامگاهان بر دنه.منوچهری.و رجوع به چاشتگاه و چاشتگاهی شود.

فرهنگ فارسی

هنگام چاشت. وقت چاشت. زمان چاشت. چاشتگاه.

جمله سازی با چاشتگاهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و پرتو آفتاب چاشتگاهان در خاور كسترد و آياتى از زيبايى و نشانهايى از عظمت الهامكرد.