پیستن

لغت نامه دهخدا

پیستن. [ ت ُ ] ( فرانسوی، اِ ) پیستون. سیلندر و آلتی متحرک گلوله شکل یا استوانه ای که با فشار درون محفظه تلمبه گردد و یا داخل سیلندر ماشین بخار شود و حرکت را بوسیله دسته شاتون یا پیستون به میل لنگ منتقل سازد.

جمله سازی با پیستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او از شاگردانِ سرگئی کوسیویتسکی (در بوستون)، نادیا بولانژه (در فونتنبلو) و والتر پیستن (در دانشگاه هاروارد) بود.

💡 او دانش‌آموختهٔ «دانشکدهٔ موسیقی پراویدنس» و از شاگردان والتر پیستن بود.

💡 او دانش‌آموختهٔ رشتهٔ موسیقی در دانشگاه هاروارد و دانشگاه بوستون و از شاگردان آرون کوپلند، پل هیندمیت، والتر پیستن و سرگئی کوسیویتسکی بود.

💡 مکانیک خودرو پس از باز کردن موتور، متوجه شد که یکی از قطعات اصلی یعنی پیستن دچار آسیب شدیدی شده و نیاز به تعویض فوری برای بازگشت کارایی دارد.

💡 حرکت رفت و برگشتی پیستن در داخل سیلندر، عامل اصلی تولید نیروی لازم برای چرخش چرخ‌ها و حرکت کردن خودرو در جاده‌های پر پیچ و خم و ناهموار است.

💡 مهندسان مکانیک در طراحی موتورهای جدید، تلاش می‌کنند تا با بهبود ساختار پیستن، اصطکاک را کاهش داده و بازدهی سوخت را در دستگاه‌های احتراق داخلی به حداکثر برسانند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران