پیرقلی

لغت نامه دهخدا

پیرقلی. [ ق ُ ]( اِخ ) دهی از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. واقع در 27/5هزارگزی جنوب خاوری قره آغاج و 44هزارگزی جنوب شوسه مراغه به میانه. کوهستانی، معتدل، مالاریائی. آب آن از رودخانه. محصول آنجا غلات و نخود و بزرک. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاچ شهرستان مراغه

دانشنامه عمومی

پیرقلی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان چاراویماق شرقی بخش شادیان شهرستان چاراویماق واقع شده است. این روستا ۹۹ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با پیرقلی

💡 عباس‌میرزا نشست پیشبرد جنگ را با نظرعلی‌بیگ، مهدی‌قلی‌خان، لاچین‌خان، میرزا عیسی و پیرقلی‌خان برگزار می‌کند.

💡 اعتراض پیرقلی‌خان به عباس‌میرزا درباره دست‌درازی سالدات‌های روس به مرزها و زنان ایرانی‌ها

💡 سخن از گفتگو با روس‌ها به میان می‌آید. میرزا ابوالقاسم خواهان گفتگو است. عباس میرزا می‌پذیرد و می‌گوید پیرقلی‌خان و میرزا تقی خان فراهانی (؟) را با خود همراه کن. سردار پاسکویچ برای بیرون رفتن از تبریز می‌گوید باید با نایب‌السلطنه سخن بگویم چون شرایطی دارم.

💡 سلطان محمود به عنوان یک دست نشانده صفوی، ملزم به استفاده از مناسک شیعه در سیستان بود، اقدامی که در استان سنتی سنی نشین به شدت ناپسند بود. او همچنین باید حضور قزلباش‌ها در سیستان و وکیل یا نماینده شاه به نام میر پیرقلی را می‌پذیرفت. وکیل ده سال در سیستان ماند. در این مدت سلطان محمود از شهر سیستان کوچ کرد و در قلعه تراقون مستقر شد. برنامه تعمیر چند قلعه دیگر در این استان نیز آغاز شد.