پیر هری

لغت نامه دهخدا

پیر هری. [ رِ هََ ] ( اِخ ) پیر هرات. پیر هروی. ( غزالی نامه ص 100 ). لقب خواجه عبداﷲ انصاری: و از مزار اکابر اولیاء و علماء تربت شیخ عبداﷲ انصاری معروف به پیرهری و... است ( در هرات ). ( نزهةالقلوب چ اروپا مقاله 3 ص 152 ). رجوع به عبداﷲ انصاری شود.

جمله سازی با پیر هری

💡 تا عاشق بندانسته است و مراد او در طلب او نبسته است از دردوانرهد چون یقین کند که درین راه طالب از یافت بود نه یافت از طلب دل از خود بردارد و بر او نهد نظر سر بر گرفت پیر هری دارد که در مناجات خود گفته است الهی یافت تو آرزوی ماست اما دریافت تو نه ببازوی ماست چنانکه حکیم گفته همه چیز تا نجوئی نیابی بجز دوست که تا نیابی نجوئی:

💡 هر دل که نشد در طلبش فانی مطلق نه پیر هری باشد و نه احمد جامیست

مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز