ورشاد

لغت نامه دهخدا

ورشاد. [ وَ ] ( اِ ) وظیفه و مقرری و ورستاد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ورستاد شود.

فرهنگ فارسی

وظیفه و مقرری و رستاد

فرهنگ اسم ها

اسم: ورشاد (پسر) (فارسی) (تلفظ: varshad) (فارسی: وَرشاد) (انگلیسی: varshad)
معنی: وظیفه و مقرری

جمله سازی با ورشاد

💡 هادى است هر آنچه را كه پديدار نمود و دليل است مر آن را كه به فرمانشعمل نمود و درود بى نهايت به روان پاك نخستين پاسخ دهنده به بلى وبرگزيده ايزد بيچون، پيش از پوشيدن بر آدم، خلعت اصطفا را، فاتح ابواب خير ورشاد، خاتم رسولانِ پاك نهاد، منصور مؤ يّد، محمود احمد، ابى القاسم محمّد صلى اللهعليه و آله و بر پاكان و پاكيزگان از فرزندانِ آن سرور پيمبران، خصوصا بر خلفسلف و صاحب غاليه عزّت و شرف، قطب زمين و غوث زمان، كنز رجاء و كهف امان و گوهرتابان در بحر امكان، حجابِ ازلىِ ايزد سبحان و اسم اعظمِ الهى پوشيده و پنهان وعنقاى قافِ، محيط به جهان، دادرس درماندگان و دادخواه خون برگزيدگان و پاك كنندهدامن خاك از لوث ملحدان و فرمانفرماى ممالك زمين و آسمان و حجت بالغه خداوندى بر جهانو جهانيان بقيّة اللّه، الحجّة بن الحسن العسكرى، صاحب العصر والزمان عليه وعلى آبائه صلوات اللّه الملك المنّان.

💡 راههاى رشد از آن جهت كه روندگان را از پليدى، اسارت، - ذلت، پستى، و كيفر درامان ميدارند (سبل السلام ) نام گرفته اند: يهدى به الله من اتبع رضوانهسبل السلام (215) صفت عمومى (سبل السلام ) - راههاى ايمنى - همان رشد ورشاد است.

بج یعنی چه؟
بج یعنی چه؟
قلابی یعنی چه؟
قلابی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز