نیکوخصالی

مترادف‌ها

خوش‌خلق، نیک‌سرشت، نیک‌خصلت، خوش‌رفتار

متضادها

بدخلق، بدطبع

لغت نامه دهخدا

نیکوخصالی. [ خ ِ ] ( حامص مرکب ) نیکوخصال بودن. خوش خصلتی. نکوخصلتی:
جهان را همه فتنه خویش گیر
به نیکوخصالی و شیرین زبانی.فرخی.

جمله سازی با نیکوخصالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاشق‌فریبی، شیرین‌عتابی پاکیزه‌خویی، نیکوخصالی

کلمات مرتبط