لغت نامه دهخدا
ناسر. [ س ِ ] ( اِخ ) دهی است به جرجان. از آن ده است حسن بن احمد محدث و محمدبن محمد فقیه حنفی. ( منتهی الارب ).
ناسر. [ س ِ ] ( اِخ ) دهی است به جرجان. از آن ده است حسن بن احمد محدث و محمدبن محمد فقیه حنفی. ( منتهی الارب ).
دهی است به جرجان از آن ده است حسن بن احمد محدث و محمد بن محمد فقیه حنفی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آشور-ناصیر-پال دوم (Aššur-nāșir-apli, Ashur-nasir-pal) (در برخی منابع نام او به صورتهای: آشورنصیرپال یا آشور ناسر پال یا آسور نصر پال و امثال آن هم آمدهاست، ولی تلفظ درست آن آشور-ناصیر-اپلی است)، نخستین پادشاه بزرگ آشور است که پس از پدرش توکولتی نینورتای دوم به حکومت رسید و از ۸۸۳ تا ۸۵۹ پیش از میلاد پادشاهی کرد. او بزرگترین پسر توکولتی-نینورتای دوم بودهاست. وی شورشهای محلی را به طرز خشونتبار و بیرحمانهای فرونشاند، مناطق و سرزمینهای دیگری را به امپراتوری آشور اضافه کرد و راه را برای پیشرفت و درخشش شاهان بعدی هموار نمود. معنای نامش یعنی: "آشور (یکی از خدایان آشوریها) نگهبان وارث (یا جانشین) است."