میشینه

لغت نامه دهخدا

میشینه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به میش. آنچه به میش نسبت دارد. || شهلا. اشهل. به رنگ چشم میش. میشی. میشین. ( از یادداشت مؤلف ): چشمی میشینه،چشمی شهلاء. ( مهذب الاسماء ). || ( اِ ) از نوع میش. از جنس میش، ضأن. عاطفه. مقابل بزینه به معنی از نوع بز. ( از یادداشت مؤلف ). در گناباد خراسان به نوعی از گوسپند اطلاق می شود که دارای پشم است، مقابل بزینه. ( یادداشت پروین گنابادی ). || گله میش. ( ناظم الاطباء ). گله گوسفن-د. ( آنن-دراج ).

فرهنگ فارسی

منسوب به می، به معنی گله میش هم گفته اند
۱ - ( صفت ) منسوب به میش. ۲ - ( اسم ) گله میش

جمله سازی با میشینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این شهرستان بر روی بخشی از سلسله جبال البرز مرکزی قرار گرفته‌است و به همین خاطر دارای ناهمواریهای بسیاری است. قلل مرتفع‌ای همچون میشینه مرگ لزور (۴٬۰۷۶ متر) همچون دیواری این شهرستان را از مناطق شمالی کشور جدا می‌کند که در بین این قلل سرشاخه‌های حبله رود جاری است. سایر کوه‌های منطقه عبارتند از : کوه پل در (۲٬۶۸۹ متر ) در شرق فیروزکوه، کوه نواس(۲٬۸۲۹ متر ) در جنوب شرق فیروزکوه، کوه تپه مراد (۳٬۲۱۹) در شمال غربی فیروزکوه

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز