لغت نامه دهخدا
مکنات. [ م َ ک ِ / م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مکنة. ( منتهی الارب ). ج ِ مکنة. و قولهم: الناس علی مکناتهم؛ ای علی استقامتهم. ( ناظم الاطباء ). || بیضه ها و مفرد آن مکنة است و در حدیث است: «اقروا الطیر علی مکناتها» زمخشری گوید: از سوسمار برای پرندگان استعاره شده، سپس گفته اند: الناس علی مکناتهم؛ یعنی مردم بر جایگاههای خود هستند. و مراد از آن حدیث نهی از تطیر به پرندگان است و ترک آنها بر جایگاههایشان یا بر بیضه هایشان. ( از اقرب الموارد ). اقروا الطیر علی مکناتها ای بیضها؛ یعنی آرام بگذارید مرغ را در آشیانه اش به روی تخمهای خود. ( ناظم الاطباء ).
مکنات. [ م ُ ک َن ْنا ] ( ع ص ) تأنیث مکنی. مکناة. کنیه داده شده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مُکَنّی ̍ شود.
مکناة. [ م ُ ک َن ْ نا ] ( ع ص ) تأنیث مُکَنّی ̍. رجوع به مُکَنّی ̍ شود.