معاطی
مترادفها
بخشندگان، عطا کنندگان
متضادها
گیرنده، ستنده
لغت نامه دهخدا
معاطی. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مِعطاء. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )( ناظم الاطباء ). و رجوع به معطاء و ماده بعد شود.
معاطی. [ م َ طی ی ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مِعطاء. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ معطاء به معنی بسیار دهش دهنده. ( آنندراج ). و رجوع به معطاء شود.
جمله سازی با معاطی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حلمی معاطی (انگلیسی: Helmi Maati؛ – ۶ ژوئیه ۱۹۹۷) بازیکن فوتبال اهل مصر بود.