مسحوب

لغت نامه دهخدا

مسحوب. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از سحب. کشیده و برزمین کشیده. ( از اقرب الموارد ). رجوع به سحب شود.

فرهنگ فارسی

کشیده و بر زمین کشیده

جمله سازی با مسحوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او چهار سال معاون سینمایی محمدحسین صفارهرندی بود. عصبانی نیستم، عصر جمعه، خانه پدری، چند کیلو خرما برای مراسم تدفین، آفساید، نیوه‌مانگ، سنتوری، باد ما را خواهد برد، کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره، گزارش یک جشن، خیابان‌های آرام، زندگی خصوصی، خرس، یک خانواده محترم، قصه‌ها، آشغال‌های دوست‌داشتنی، گشت ارشاد، من مادر هستم، آسمان محبوب، زادبوم، کارگران مشغول کارند، مثل یک قصه، زمهریر، خواب تلخ، مثلث واژگون و رستاخیز از جمله آثار توقیف شده در دولت وی مسحوب می‌شوند.

💡 ونوس اکسپرس (به انگلیسی: Venus Express) (VEX) اولین مأموریت اکتشافی زهره توسط آژانس فضایی اروپا (ESA) بود. این فضاپیما در نوامبر ۲۰۰۵ پرتاب شد، سپس در آوریل ۲۰۰۶ به زهره رسید و شروع به ارسال مداوم داده‌های علمی از مدار قطبی خود به دور زهره کرد. ونوس اکسپرس که به هفت ابزار علمی مجهز شده بود، هدف اصلی آن مشاهدهٔ طولانی مدت جو زهره بود. تا پیش از آن هرگز در ماموریت‌های قبلی به زهره چنین بازه‌های طولانی از رصد، انجام نشده بود و برای درک بهتر دینامیک اتمسفری امری کلیدی مسحوب می‌شد. ESA این مأموریت را در دسامبر ۲۰۱۴ به پایان رساند.

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز