لغت نامه دهخدا
متفنن. [ م ُ ت َ ف َن ْن ِ ] ( ع ص ) رجل متفنن؛ مرد ذوفنون. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مرد ذوفنون که دارای علوم و فنون وصنایع گوناگون باشد. ( ناظم الاطباء ). || کسی که بوالهوسی میکند و هر کار و دانشی را تمام ناکرده و به انجام نارسانیده به کار و دانش دیگر می پردازد. ( ناظم الاطباء ). || به علوم و فنون مختلف اشتغال ورزنده. || گونه گون شونده. || ببازیها و سرگرمی های گوناگون مشغول شونده.