قنداقی

لغت نامه دهخدا

قنداقی. [ ق ُ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قنداق.
- بچه قنداقی؛ بچه شیرخوار که او را به قنداق کنند.

فرهنگ فارسی

نسبت است به قنداق - بچه قنداقی

جمله سازی با قنداقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ام۵۰ ریزینگ(به انگلیسی: M50 Reising) مسلسلی ساخت شرکت آمریکایی هرینگتن و ریچاردسن بود. این اسلحه در ۱۹۴۰ به دست یوجین ریزینگ طراحی شده‌بود. در جریان جنگ جهانی دوم دو مدل ام۵۰ و سپس ام۵۵ این اسلحه -که دارای قنداقی تاشو بود- به‌کار گرفته‌شد. ۱۰۰هزار قبضه از این تفنگ سفارش داده‌شد و به دست تفنگداران دریایی آمریکا، نگهبانان ساحلی آمریکا و نیروی دریایی آمریکا به خدمت گرفته شد و تعدادی از این سلاح برای کانادا و شوروی و چند کشور درگیر دیگر با نیروهای محور در حال نبرد بودند فرستاده‌شد.

💡 طبق افسانهٔ آشوری، لاماستو، دختر آنو، خدای آسمان، شبانه به خانهٔ انسان‌ها می‌خزد و بچه‌های قنداقی و جنین‌های متولد نشده را می‌دزدد یا می‌کشد. کسانی که به لاماستو اعتقاد داشتند، سندروم مرگ نوزادان و سقط جنین را به این موجود ترسناک نسبت می‌دادند.

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز