قمد

لغت نامه دهخدا

قمد. [ ق َ ] ( ع مص ) سرباز زدن و بازایستادن از کاری. || بر نیکی یا بدی پاییدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قمد. [ ق َ م َ ] ( ع مص ) درازگردن یا سطبرگردن بودن با درازی آن. ( اقرب الموارد ). || ( اِمص ) درازی و سطبری گردن. ( منتهی الارب ).
قمد. [ ق ُ م ُ ] ( ع ص ) درشت اندام یا سطبر. ( منتهی الارب ). قوی سخت. ( مهذب الاسماء ).
قمد. [ ق ُ م ُدد ] ( ع ص ) مرد سطبرگردن و قوی واستوار درازخلقت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || مرد سخت اندام و توانا و سطبر یا درشت. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) ذکر. ( بحر الجواهر ).

فرهنگ فارسی

مرد سطبر گردن و قوی و استوار دراز خلقت یا مرد سخت.

جمله سازی با قمد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال على (ع ):... يا اصبغ ! انى اتيت رسول الله عائدا كما جئت الساعه.فقال يا ابا الحسن ! اخرج فناد فى الناس الصلاه جامعه و اصعد المنبر و قمدون مقامى بمرقاه و قل للناس: لا من عق والديه فلعنه الله عليه، الا من ابق من مواليهفلعنه الله عليه، الا من ظلم اجيرا اجرته فلعنه الله عليه.

💡 قمر شیدا شاعر بود و به ویژه در غزل‌سرایی آوازه فروانی داشت. وی یکی از اعضای شبکه گسترده شعرا در آذربایجان بود و با زیبا اردبیلی، نویسنده، به تبادل نظر و اشعار می‌پرداخت. قمد شیدا همچنین تعدادی نمایشنامه و در سال ۱۹۱۸ اثر «سیل ستم» را به صورت دست نوشته به تحریر درآورد. این اثر در کنار نسخه‌ای از غزل‌هایش در دانشکده دست نوشته‌های آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان نگه داشته می‌شود.

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز