لغت نامه دهخدا
سال گرفتن. [ گ ِرِ ت َ ] ( مص مرکب ) تجدید یاد کسی را کردن. یاد بود برای مرده گرفتن. اطعام کردن یکسال پس از مرگ کسی.
سال گرفتن. [ گ ِرِ ت َ ] ( مص مرکب ) تجدید یاد کسی را کردن. یاد بود برای مرده گرفتن. اطعام کردن یکسال پس از مرگ کسی.
(گِ رِ تَ ) (مص م. ) مراسم سالگرد شخص مرده را برگزار کردن.
( مصدر ) تجدید یاد کسی بودن برای مرده یاد بود گرفتن بوسیله اطعام.
مراسم سالگرد شخص مرده را برگزار کردن.
💡 در زمان مرگ سلیمان، امپراتوری عثمانی یکی از قدرتمندترین امپراتوریهای جهان بود. فتوحات سلیمان کنترل شهرهای مهم دنیای اسلام (مکه، مدینه، بیتالمقدس، دمشق، و بغداد)، بسیاری از ولایات بالکان (امروزه تا سر حدات کرواسی و اتریش)، و باریکههای بزرگی از شمال آفریقا را به دست دولت عثمانی سپرده بود. پیشروی او در اروپا به ترکان عثمانی فرصت داده بود تا در موازنهٔ قدرت در اروپا نقش چشمگیری داشته باشند. در آن زمان، بوسبک، سفیر امپراتوری مقدس روم در قسطنطنیه، چنان تهدیدی از جانب امپراتوری عثمانی احساس میکرد که هشدار فتح قریبالوقوع اروپا را داد: «آنها [ترکها] ویژگیهای یک امپراتوری مقتدر را دارند: قدرت و توان تحلیلنرفته، خو گرفتن به پیروزی، تحمل مشقت و کار سخت، اتحاد، نظم، صرفهجویی، و هوشیاری... آیا شکی میماند که چه نتیجهای رقم خواهد خورد؟... وقتی ترکان با ایرانیان به توافق برسند، به ما حمله خواهند کرد در حالی که کل شرق را در حمایت از خود دارند و ما چقدر برای آن روز ناآمادهایم، حتی تصورش نیز هولانگیز است». حتی ویلیام شکسپیر سی سال پس از مرگ سلطان سلیمان، در نمایشنامهٔ تاجر ونیزی از او به عنوان اعجوبه و نابغهٔ جنگی یاد میکند.