دندان گردی

لغت نامه دهخدا

دندان گردی. [ دَ گ ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت دندان گرد. گران گازی. گران فروشی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به گران فروشی و دندان گرد شود. || کنایه از خست و دنائت. ( لغت محلی شوشتر ).
- دندان گردی کردن؛ نیفزودن و نکاستن در شری و بیع. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

عمل دندان گرد

جمله سازی با دندان گردی

💡 چو دندان آوری رنجور گردی کشد رنج دگر بیچاره مادر