داود خواجه

لغت نامه دهخدا

داودخواجه. [ وو خا ج َ ] ( اِخ ) از سران شاهزادگان چنگیزیست در حدود اوائل قرن هشتم هَ. ق. ( روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات ص 465 ج 1 ).
داودخواجه. [ وو خا ج َ ] ( اِخ ) ( شهزاده... ) از شاهزادگان مغول است و از معاصران اولجایتو سلطان. وی باتفاق چندشهزاده دیگر مغولی با امیر یساول در حدود مرغاب جنگ کرده است. ( ذیل جامع التواریخ رشیدی ص 56 تا 60 ).

فرهنگ فارسی

از شاهزادگان مغول است و از معاصران اولجایتو سلطان

جمله سازی با داود خواجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و عـارف محقق، خواجه انصارى،(647) فرمايد: شكر اسمى است براى معرفت نعمت، زيـرا كـه آن طريق معرفت منعم است.(648) و شارح محقق گويد تصور نعمتاز منعم و معرفت اينكه آن نعمت اوست عين شكر است. چنانچه از حضرت داود، عليه السلام،روايـت شـده كـه گـفـت: "اى پروردگار، چگونه شكر تو كنم با آنكه شكر نعمت ديگرىاسـت و شـكـرى خواهد!" خداى تعالى وحى فرمود به سوى او: "اى داود، وقتى كه دانستىكه هر نعمتى كه به تو متوجه است از من است شكر مرا كردى."(649)