خوش انصاف

مترادف‌ها

منصف، عادل، باانصاف

متضادها

بی‌انصاف، ناعادل، ظالم

لغت نامه دهخدا

خوش انصاف. [ خوَش ْ / خُش ْ اِ ] ( ص مرکب ) باانصاف. آنکه انصاف و نصفت نکو دارد. منصف. || بی انصاف. بی نصفت ( در وقت طعنه زدن ).

فرهنگ فارسی

با انصاف آنکه انصاف و نصفت نکو دارد

جمله سازی با خوش انصاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 انصاف و مهربانی، عهد از جهان برانداخت شد راستی خوش آمد، شد دوستی مدارا

💡 او فردی بسیار خوش انصاف است که همیشه سعی می‌کند در قضاوت میان دوستانش عدالت را رعایت کرده و حق را به صاحب اصلی‌اش بازگرداند.

💡 اگر با نگاهی خوش انصاف به این پروژه نگاه کنید، متوجه خواهید شد که تلاش‌های تیم جوان در مقابل کمبود امکانات واقعاً تحسین‌برانگیز و ارزشمند بوده است.

💡 یک مدیر خوش انصاف هرگز از زیر بار مسئولیت در مواقع بحرانی شانه خالی نمی‌کند و همیشه تلاش می‌کند تا عدالت را در محیط کار برقرار سازد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران