لغت نامه دهخدا
خضرگنبد. [ خ ِ گُم ْ ب َ ] ( اِخ ) قریه ای است بچهارفرسنگی مشرق شهر داراب. ( از فارسنامه ناصری ).
خضرگنبد. [ خ ِ گُم ْ ب َ ] ( اِخ ) قریه ای است بچهارفرسنگی مشرق شهر داراب. ( از فارسنامه ناصری ).
قریه ایست بچهار فرسنگی مشرق شهر داراب.
💡 ای که رای تو در سیاهی شب نایب شاه گنبد خضر است