برباره

لغت نامه دهخدا

برباره.[ ب َ رَ / رِ ] ( اِ ) بربار. ( انجمن آرا ) ( برهان ). حجره ای بر بالای حجره ای دیگر. ( شرفنامه منیری ) ( انجمن آرا ) ( برهان ). فروار. بربار و بالاخانه و حجره بالای حجره. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بربار شود. || راهی غیر راه متعارف خانه که از آنجا نیز آمدوشدکنند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به بربار شود.

دانشنامه عمومی

برباره (عکار). برباره ( به عربی: بربارة ) یک منطقهٔ مسکونی در لبنان است که در شهرستان عکار واقع شده است. برباره ۱٫۱۵ کیلومتر مربع مساحت و ۲۰۳ نفر جمعیت دارد و ۴۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با برباره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگفت این وزین کرد برباره تنگ کمر بند را کرد یکباره تنگ

💡 جهان جوی بگشاد پیچان کمند بیفکند برباره قلعه بند

💡 چه شیران برفتم دگرباره باز ببستم بکین تنگ برباره باز

💡 چو او خواست برباره گردد سوار مرآن بدگهر لشکر نابکار

💡 برباره ۲۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 که ای حیره برباره کن تنگ تنگ که اینک هم آوردت آمد به جنگ

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز